السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

658

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

مىآوريم . 1 - خيانت ابوعبيده در مخفىداشتن خبر بركنارى خالد اگر ابوعبيده امين بود ، خبر بركنارى خالدبن‌وليد از فرماندهى لشكريان مسلمانان در فتح شام را مخفى نمىداشت و تاريخ‌نويسان مورد اعتماد نوشته‌اند كه عمر به ابوعبيده درباره‌ى فرماندارى شام و فرماندهى لشكريان مسلمان نوشت و خالد اين نامه را مخفى كرد و عمر خشمگين شد . . . واقدى اين خبر را به تفصيل در كتاب « فتوح‌الشّام » آورده است . اعتذار طبرى و ردّكردنش آن را علىرغم اين كه عذر و بهانه‌اى براى مخفىداشتن اين خبر براى ابوعبيده نبود جز سستى و نرمى و خيانت و بىحرمتى به خون‌هاى مسلمانان و اموال و امورشان ، امّا راويان اهل سنّت و دانشمندانشان تلاش كردند كه برايش عذرتراشى كنند و بر اين كار عذرهاى بسيارى آوردند ، طبرى عذر او را خجالت كشيدن آورده و گفته است : « سپس به سوى دمشق رفتند و خالد پيشاپيش مردم بود و اهل روم در دمشق گِرد مردى از خود شام كه ياهان خوانده مىشد ، جمع شده بودند و عمر ، خالدبن‌وليد را بر كنار و ابوعبيده را بر تمام مردم فرمانده كرده بود . مسلمانان و روميان نزديك دمشق با هم روبه‌رو شدند و جنگى سخت كردند ، سپس خداوند روميان را شكست داد و مسلمانان از آنان به اموالى دست يافتند و روميان وارد دمشق شدند و درهايش را بستند . مسلمانان بر آن زمين‌گير شدند و محاصره‌اش كردند تا دمشق فتح شد و جزيه پرداختند و نامه به ابوعبيده رسيده بود درباره‌ى فرماندارى او و بركنارى خالد . ابوعبيده شرم كرد كه نامه را بر خالد بخواند تا اين كه دمشق فتح شد . و صلح بر دست خالد جارى شد و نامه به نام او نوشته شد . » « 1 »

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى 3 / 435 .